مهدى مهريزى وهادى ربانى
70
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
نگونبختى را از چشم پادشاهان قاجار مىديدند . به عقيدهء آخوند ، در دوران استيلاى قوم قاجار « دو ثلث تمام از ايران رفت » و زمام يك ثلث باقىمانده هم به دست اجانب افتاد . در همين دوران « خزينهء سلطنت كه از صفويه و نادر و زنديه ذخيرهء بيت المال مسلمين بود خرج فواحش فرنگستان [ شد ] » و به اين نيز اكتفا نشد و دولتمردان قاجار هرگاه لازم ديدند با استقراض مبالغ هنگفت و خرج آن در « ممالك كفر » عملًا « مملكت شيعه را به رهن كفار دادند » . « 1 » از طرف ديگر ، « بيگانگان و اعادى خارجيه هم اين وضع را مغتنم ، و همان حيل و تزويراتى را كه در استقلال بر ساير ممالك به كار برده ، به مقصود نايل شدند . . . و تمام ثروت و نفوذ مملكت را ربودند ، تجارت و صناعت داخلى را به كلّى باطل و همه را به خود محتاج [ نمودند ] . . . » . به اعتقاد آخوند خراسانى « اضمحلال كلّى ، مؤدّى و عماً قريب ، از دين و دولت اثرى باقى نخواهد بود » . « 2 » در چنين اوضاع و احوالى ، نضجگيرى جنبش مشروطه براى آخوند به مثابهء « القاء غيبيّه » ، « روزى من حيث لا يحتسب » و داروى شفابخش و راحتافزايى بود كه راه گريز از چرخهء معيوب زوال و انحطاط را نشان مىداد . مجلس شوراى ملّى ديدگاه او همان « مفتاح تربيت و ترقّياتى [ بود ] كه ساير ملل ، نايل و ما محروم [ بوديم ] » . « 3 » از نوشتههاى او پيداست كه او در مشروطيّت ، بيش از هر چيز ، به دنبال تحقّق امنيت و تأمين رفاه رعيّت و تقليل ظلم بود . خراسانى ، در نامههاى خود به علماى شهرها ، از آنها مىخواست اهداف و مقاصد او و ديگر مراجع را از مشروطيّتخواهى براى مردم روشن كنند و « به عموم ملّت بفهمانند كه غرض ما از اين همه زحمت ، ترفيه حال رعيّت و رفع ظلم از آنان و اعانهء مظلوم و اغاثهء ملهوف و اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - و حفظ و وقايهء بلاد اسلام از تطاول كفار و امر به معروف و نهى از منكر و غيرها از قوانين اسلاميه نافعة للقوم بوده است » . « 4 » امّا « شفقت بر رعيّت » به تنهايى نمىتوانست دلالت شرعى بر پذيرش نظريهء مشروطه فراهم كند . و مرجع شيعه
--> ( 1 ) . همان ، ص 210 ( 2 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 288 ( 3 ) . همان ، ص 289 ( 4 ) . همان ، بخش اوّل ، ص 195 و 196